نه قبول ندارم

خنده بر هر درد بی درمان دوا «نیست»

خودم دیدم دل پر از غم بود ، خندید اما حالش بدتر شد

مزه خنده تلخ بود وتمام وجودش را تلخ کرد

نه هر که زمانه کار او در بندد / فریاد و جزع بر آسمان پیوندد

بسیار کسا که اندرونش چون رعد / می نالد و چون برق لبش می خندد